بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘سرگرمی’

متن خوشامدگویی جدید در هواپیمایی جمهوری اسلامی

سلام و صلوات بر روح تمام مسافرین عزیز

ورود شما را به پرواز ابدی هواپیمایی جمهوری اسلامی خوشامد می گوییم

خداوندا! مشیت خودت را در رسیدن و لقا خود بر ما قرار ده و سرعت آن فزون فرما

مقصد ما به احتمال ۹۰% بهشت موعود و به احتمال ۱۰% مقصدی که بر روی بلیط درج شده می باشد

بستن کمربندها اصلا ضرورتی ندارد، چرا که بستن و نبستن آن برای ورود به بهشت الزامی نمی باشد

در صورت بروز اشکال درسیستم هوای کابین ماسک هایی از بالای سر شما آویزان خواهند شد که شما قبل از آن رایحه ی خوش ملائکه را احساس خواهید کرد

خواهشمند است هنگام سقوط خونسردی خود را حفظ نموده تا بتوانید اشهد خود را صحیح قرائت نمائید

اگر در حین پرواز، ارتفاع به تدریج و شاید هم ناگهانی به صفر رسید، هیچ جای نگرانی نیست چرا که یک باره تا آسمان هفتم اوج خواهیم گرفت و هوای بهشت هم بسیار عالی گزارش شده است

خلبان پرواز، شهید کاپیتان بهشت زاده و ارواح گروه پروازی جایگاه ابدی خوبی را برای شما آرزومندند.

Categories: سرگرمی Tags:

آیا می دانستید؟؟

اگر ۱۸ سال و ۷ ماه و ۶ روز مدام فریاد بکشی برای گرم کردن یک استکان چای سرد انرژی تولید می کنی؟
(ارزش امتحان کردن نداره!)

اگر به مدت ۱۶ سال و ۹ ماه بدون توقف گوز بزنی گاز کافی برای یک بمب اتم تولید میکنی؟

(بهرحال حق طبیعی ماست، باید روش فکر کرد!)

قلب انسان چنان فشاری موقع رساندن خون به بدن تولید میکند که می تواند تا ۹۱۴٫۴۰ سانتیمتر فوران کند!

(یا ابوالفضل!)
لحظه ارضای جنسی یک خوک تا ۳۰ دقیقه طول میکشد!

(ای ول، کاشکی من هم یک خوک بودم!)

یک سوسک میتواند تا ۱۹ روز بدون سر زندگی کند!

(اوف، هنوز به فکر خوک هستم!)

اگر سرت را محکم به دیوار بکوبی ۱۵۰ کالری در ساعت را آب میکنی!

(هرگز در منزل اینکار را نکن، سر کار اشکالی نداره!)

موقعیت کله نوعی از سنجاقک نر طوری هست که نمی تواند جفتگیری کند. سنجاقک ماده ابتکار عمل را بدست گرفته و سر نر را میکند و همزمان جفتگیری می کنند!

(اوه عزیزم!)

یک کک ۳۵۰ برابر قدش می تواند بپرد. اگر با انسان مقایسه کنیم یعنی یک آدم باید بتواند به اندازه طول یک زمین فوتبال بپرد!

(۳۰ دقیقه؟ خدای من، هنوز به فکر اون خوک خوشبخت هستم!)

بعضی از شیرهای نر ۵۰ بار در روز جفتگیری میکنند!

(من کماکان دلم میخواهد یک خوک باشم، کیفیت را بر کمیت ترجیح میدهم!)

پروانه ها مزه خوراکیها را با پایشان امتحان میکنند!

(خوب به من چه!)

قوی ترین عضله بدن زبان هست!

(اینو میدونستم، یادت رفت بگی زبان اونایی که کار نمیکنند و فقط حرف میزنند قویتر از همه هست!)

آدمهای چپ دست ۹ سال کمتر از بقیه زندگی میکنند!

(بازم به من چه!)

فیل تنها حیوانیه که نمیتواند بپرد!

(خدا را شکر!)

چشم شتر مرغ از مغزش بزرگتره!

(خیلی آدمها را میشناسم که اینطورند!)

دلفین ها و انسانها تنها موجوداتی هستند که برای لذت بردن جفتگیری می کنند و نه فقط غریزه و برای تولید مثل!

(پس خوک چی؟)

Categories: سرگرمی, مطالب جالب Tags:

جام جهانی ۲۰۲۶

ایران میزبان جام جهانی ۲۰۲۶ شد. در راستای انتخاب به حق و شایسته کشور عزیز و اسلامی ایران برای برپایی مسابقات فوتبال جام جهانی ۲۰۲۶ فدراسیون فوتبال ایران طی نامه ای نکاتی را به فیفا متذکر شد

نظر به اینکه رهبر عظیم الشان انقلاب امسال را سال صرفه جویی و مدیریت اسلامی نام نهاده اند تمامی مسابقات در ورزشگاه صدهزار نفری شهید احمدی نژاد (‌…آزادی سابق)‌ برگزار خواهد شد. مراسم افتتاحیه این مراسم با هنرنمایی استاد علیرضا افتخاری آغاز خواهد شد. همچنین در مراسم افتتاحیه از موشک قاره پیمای زلزال ۳۷ و شهاب ۸۲ پرده برداری خواهد شد.

ملت انقلابی و شهیدپرور ایران اجازه شرکت تیم فوتبال رژیم منحوس صهیونیستی را در صورت راهیابی به گروه تیم های صعود کننده را در خاک ایران نخواهند داد، لذا خواستار مدیریت و مهندسی انتخاب تیم های شرکت کننده هستیم. ( برای اطلاعات بیشتر می توانید با دبیرخانه شورای نگهبان تماس بگیرید).

تمامی تیم های صعود کننده به محض ورود به ایران برای ادای احترام به آرمان های امام راحل و اهدا تاج گل به حرم مطهر ایشان برده خواند شد .

طبق قوانین نظام مقدس اسلامی ایران زنان حق شرکت در ورزشگاه ها را را نخواهند داشت بنابراین برای رعایت حال مهمانان زن خارجی تلویزیون های رنگی بزرگی در بوستان های بانوان در نقاط ‌مختلف کشور تعبیه شده است که بانوان می توانند در کمال آرامش و متانت از دیدن این بازی ها لذت ببرند.

تیم فوتبال ایران به عنوان تیم میزبان حق خود می داند که از شعارهای مذهبی و دینی برای نشر هر چه بیشتر روحیه ولایی و اسلامی همچون (‌جانم فدای رهبر،…خامنه ای کوثر است، دشمن او ابتر است) بر روی پیراهن های بازیکنان تیم ملی فوتبال استفاده کند.

تیم های راه یافته به دور دوم مسابقات امکان این را خواهند داشت که با شرکت در مراسمی با حضور مقام معظم رهبری مورد تفقد و راهنمایی های راهگشای ایشان قرار گیرند.

نظر به هم زمانی مسابقات دور دوم با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به نشانه و ابراز محبت و ارادت به اهل بیت پیامبر و به جهت رعایت ادب نسبت به آن انوار منیره از برپایی هر گونه مراسم جشن و شادمانی بعد پایان بازی ها اکیدا خودداری شود. بدیهی است مصرف هرگونه مشروبات الکلی در طول برگزاری مسابقات در مکان های عمومی و خصوصی مجاز نمی باشد.

بنا بر مبانی اسلامی هرگونه شرط بندی در مسابقات فوتبال حرام و باطل میباشد. اما برای رعایت حال مهمانان خارجی شرط بندی در مسابقاتی که موجب آمادگی جنگی است، مانند تیراندازی با اسلحه های امروزی یا پرتاب نارنجک و امثال آن، جایز می باشد.

فدراسیون فوتبال ایران طبق رسم متداول سالهای اخیر جام های جهانی برای پیش بینی مسابقات این بار از تمساحی استفاده خواهد کرد که در باغ وحشی در شهر یزد نگه داری می شود.

طبق دستور اداره اماکن نیروی انتظامی تمامی مراکز تفریحی و رستوران ها و اماکن عمومی تا ساعت ۱۲ شب باز هستند لذا از تمامی گردشگران و مهمانان خارجی خواهشمندیم مطابق قانون عمل کنند.

حق پخش تمامی مسابقات در ایران توسط شرکت رسانه ای دهنمکی از فیفا خریداری شده است. لذا خواستار همکاری هر چه بیشتر نهادهای زیر مجموعه فیفا با این شرکت هستیم.

مصاحبه بازیکنان و اعضای فنی هر تیم با رسانه های خارجی و داخلی باید با هماهنگی قبلی با وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد اسلامی و همچنین معاونت امنیت نیروی انتظامی صورت گیرد. بدیهی است هرگونه ارتباط بدون هماهنگی با مردم ایران در حکم جاسوسی تلقی شده و مطابق قانون برخورد خواهد شد.

برای رفاه حال گردشگران خارجی همه روزه سرویس های رایگان با همکاری مراکز بسیج راهیان نور برای انتقال آنها به مراکز سیاحتی و زیارتی ( مسجد جمکران ، حرم مطهر حضرت معصومه ، برج میلاد، موزه لانه جاسوسی ، حسینیه جماران و … )از هتل مربوطه فراهم است.

طبق منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال ایران بازیکنان شرکت کننده در این مسابقات باید از پوشیدن لباسهای جلف، تنگ، بدن نما و مارک دار با تبلیغات خلاف عرف و اخلاق که در شأن ورزشکار قهرمان و الگوی برتر نیستند جداً خودداری نماید همچنین .همراه داشتن زیورآلات گردنبند، گوشواره، انگشتر، قاب سر (تل و …) در مسابقات ممنوع می‌باشد.

آیت الله جنتی در مراسم پایانی با ذکر خلاصه بهترین خاطرات خود از دوره های مختلف جام های جهانی (‌۱۹۳۰ تا کنون ) جام جهانی را به تیم قهرمان اهدا خواهد کرد. همچنین تیم برنده جام جهانی می تواند از ساندیس های گازدار (‌شامپاین اسلامی) جهت شادمانی استفاده نماید
.

احد دبیر ستاد برگزاری مسابقات

Categories: سرگرمی, سیاسی Tags:

تروریست را توصیف کنید!

خانه عمویم اینا مهمان بودیم و هوشنگ هی می گفت بیا با هم بازی کنیم، اما از آنجا که من دانش آموز زرنگ و حرف گوش کنی هستم به جای بازی کردن با هوشنگ، کنار مامانم که داشت با زن عمویم صحبت می کرد نشستم و گوشه مانتویش را کشیدم و گفتم:

مامان تا فردا صبح باید یک انشاء در مورد تروریست بنویسم،

مامان هم گفت:

ذلیل مرده! همش باید وایستی آخر شب مشقاتو بنویسی؟ از صبح تا حالا داشتی دم در تیله بازی می کردی، خوبه به خانم معلمت بگم؟!،

و من هم الکی گریه کردم و از مامانم خواستم به شما نگوید که من تیله بازی می کردم چون شما گفته اید اگر تیله بازی بکنیم انضباطمان را صفر می دهید.

مامان کمی فکر کرد و گفت:

خب، فردا بگو دفترت را فراموش کردی بیاری و منهم خندیدم و گفتم:

آخه خانم معلم که گول نمی خورد، زحمت خودت زیاد می شود، چون اگر انشاء نبرم فردا میگوید با اولیاء بیایین مدرسه.

مامان هم که می دانستم حال و حوصله پر حرفی های شما را ندارد به طرف عمو ناصر و پدرم که داشتند میوه می خوردند اشاره کرد و گفت:

پس معطل چی هستی؟ برو از فرصت استفاده کن؛

من هم از آنجا که شما گفته بودید به حرف مادرتان گوش کنید خیلی سریع به سمت ظرف میوه ای که کنار آنها بود یورش بردم، هنوز چهار پنج تا بیشتر گلابی نخورده بودم که مادرم آمد و گوشم را کشید و گفت:

ذلیل مرده منظورم این نبود مثل تروریست های آمریکایی که به ذخایر نفتی عراق حمله کردند بیایی و به میوه های خونه عمویت رحم نکنی! منظورم این بود بروی از عمو و پدرت در مورد تروریست بپرسی!

وقتی پدر فهمید باز هم می خواهم برای انشاء کمک بگیرم گفت:

من از این موضوع های انشاء که خانم معلمتان به شما می دهد سر در نمی آورم و رفت خوابید، برای عمو ناصر توضیح دادم که موضوع انشای این هفته مان این است که تروریست را توصیف کنید، خندید و گفت:

خانم معلمتان خیلی خنگ است که موضوع به این سختی را برای بچه کلاس دوم ابتدایی انتخاب کرده است، آخه بچه دوم ابتدایی چه می فهمد تروریست چیست؟

البته من به عمو ناصر توضیح دادم که شما خنگ نیستید چون شونزده بار تقلب کردم و شما دو بارش را فهمیدید!

عمو ناصر گفت:

تروریست ها کارهای بد می کنند و من یکم فکر کردم و گفتم:

یعنی نازنین تروریست است؟

عمو ناصر اخم کرد و گفت:

آخه دختر کوچولوی دو ساله من مگر کار بد می کند؟!

که من هم گفتم:

بله، خودم دیدم چند شب پیش جایش را خیس کرده بود!

عمو ناصر سری تکان داد و گفت:

نه منظورم این نبوده است، تروریست ها خرابکاری می کنند،

هر چند باز هم می خواستم نازنین را مثال بزنم اما گفتم:

مثل نازی؟

عمو باز هم اخم کرد و گفت:

آخه آی کیو! گربه کوچولوی ناز نازی ما چه طوری می تواند خرابکاری بکند؟

منهم جواب دادم:

خودم دیدم چند بار گوشه فرش خرابکاری کرده بود و زن عمو هی به نازی فحش می داد!

عمو کمی سر کچلش را خاراند و فکر کرد و گفت:

منظورم این نوع کارای بد و خرابکاری که تو فکر می کنی نیست، تروریست ها مکان ها را خراب می کنن …

و من سریع وسط حرف عمویم پریدم و گفتم:

مثل هوشنگ؟!

عمو کمی کفری شد و گفت:

آخه هوشنگ که توی مدرسه شماست، چرا این حرف را می زنی؟!

و من هم برای عمو ناصر توضیح دادم هوشنگ با دوستانش توی کلاس ها روی میز و صندلی ها راه می روند، و تا حالا دو تا میز را شکسته اند و بعضی موقع ها هم هوشنگ با لگد به در کلاس ها می زند و وقتی جای پایش روی در می ماند خوشحال می شود و می گوید مهر زدم!

عمو به هوشنگ که جلوی تلویزون داشت میکرو بازی می کرد نگاه کرد و سری تکان داد و گفت:

تو که نمی گذاری من حرفم تمام بشود، تروریست ها آدم می کشند!

من هم کمی ذوق زده شدم و به عمو گفتم:

آخ جان! بالاخره فهمیدم، زن عمو تروریست است!

عمو دستش را روی بینی اش گذاشت و گفت:

هیس! دیگر این حرف را تکرار نکن، اگر زن عمویت بشنود فکر می کند من این حرف را یادت داده ام آن وقت من را می کشد!

گفتم:

دیدی عمو! خودت هم گفتی،

عمو با تعجب پرسید:

من چی گفتم؟!

من هم سریع جواب دادم:

همین که زن عمو شما را هی می کشد! آن روز هم سوار ماشین شما بودم، چند دفعه زن عمو به شما گفت کمربند ایمنی را ببندید و شما عصبانی شدید و گفتید: تو که منو کشتی، باشه بستم!

نمی دانم چرا با شنیدن صحبت های من، عمو چند باری سرش رو به دیوار کوباند و بعد از کمی فکر کردن گفت:

تروریست ها اون آدمهایی هستند که کارهای بد را یواشکی انجام میدهند، من هم چشمهایم گرد شد و گفتم:

یعنی عمو شما تروریست هستی؟!

عمو پرسید:

من کدام کار بد را یواشکی انجام دادم؟!

و منهم گفتم:

جمعه هفته پیش که زن عمو خانه نبود و شما فکر می کردی من و هوشنگ توی اتاق خوابیدیم، آمده بودم آشپزخانه آب بخورم که دیدم شما گاز را روشن کردین و با سیخ …

به اینجای حرف که رسیدم عمو وسط حرفم پرید و گفت:

امان از دست این سریال های تلویزیون، چشم و گوش بچه ها را هم باز کرده اند و بعد یک هزار تومانی به من داد و گفت برو برای خودت و هوشنگ بستنی بخر، انشاء نمی خواد بنویسی.

من هزار تومانی را گرفتم و به عمویم گفتم باید انشاء را بنویسم، و عمو گفت:

اصلا تروریست یعنی تو و خانم معلمت!

منهم پرسیدم چرا؟!

و عمو گفت:

تروریست ها مثل تو در کار آدم ها فضولی می کنند و بعد مثل تو از آدمها پول می گیرند تا هیچی نگویند!

و من پرسیدم:

خب خانم معلممان چرا تروریست است؟!

عمو جواب داد:

چون شما تروریست کوچولوها را این شب جمعه ای به جون ما آدم بزرگ ها انداخته و آسایش ما را به هم زده است.

الان که انشایم را وجب کردم دیدم دو وجب شده است و چون هفته پیش اصغر دو وجب انشاء نوشت و نمره اش بیست شد منهم همین جا انشایم را تمام می کنم، با تشکر از عمو ناصر که در نوشتن انشاء به من کمک کرد.

Categories: سرگرمی, مطالب جالب Tags:

راننده اصفهانی

حتما ماجرای راننده ایرانی در کانادا را شنیده‌اید که دنده عقب می‌رفته وبه ماشینی می‌زند و پلیس که می‌آید، از راننده ایرانی عذرخواهی می‌کند و می گوید ” لابد راننده کانادایی مست است که مدعی‌ است شما دنده عقب می‌رفتید!”
حالا اتفاق جالب‌تری در اتوبان اصفهان رخ داده:
همشهری اصفهانی ما توی اتوبان با سرعت ۱۸۰ کیلومتر در ساعت می رفته که پلیس با دوربینش شکارش می کند و ماشینش را و متوقف می کند.
پلیس می‌آید کنار ماشین و می‌گوید: گواهینامه و کارت ماشینو بدین.
اصفهانی با لهجه غلیظی می‌گوید:” من گواهینامه ندارم. این ماشینم مالی من نیست. کارتا ایناشم پیشی من نیست.
من صاحَب ماشینا کشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم!
حالاوَم داشتم میرفتم از مرز فرار کونم، شوما منا گرفتین.”
مامور پلیس که حسابی گیج شده بوده بیسیم می‌زند به فرمانده‌اش و عین قضیه را تعریف می‌کند و درخواست کمک فوری می‌کند.
فرمانده اش هم میگوید که او کاری نکند تا خودش را برساند!
فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل می‌رساند و به راننده اصفهانی می‌گوید: آقا گواهینامه؟
اصفهانی گواهینامه اش را از توی جیبش در می‌آورد و می‌دهد به فرمانده.
فرمانده می‌گوید: کارت ماشین؟
اصفهانی کارت ماشین را که به نام خودش بوده از جیبش در می‌آورد و می‌دهد به فرمانده.
فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی نیافته، عصبانی دستور می‌دهد راننده در صندوق عقب را باز کند.
اصفهانی در را باز میکند و فرمانده می‌بیند که صندوق هم خالی است.
فرمانده که حسابی گیج شده بوده، به راننده اصفهانی می‌گوید:” پس این مأمور ما چی میگه؟!”
اصفهانی می‌گوید: “چی میدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم می‌خواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت می‌رفتم؟”

Categories: سرگرمی Tags:

LoveLess peom

آنچه در ادامه میبنید شعرهای تخیلی loveless ه که در فاینال فانتزی ۷ همه جا به چشم میخوره…دو نسخه از این شعر موجوده که هردوتا رو براتون میزارم…نسخه اول ناقصه…اما نسخه دوم توسط Genesis (یکی از شخصیتای فاینال فانتزی) کامل شده:

When the war of the beasts brings about the world’s end
The goddess descends from the sky

Wings of light and dark spread afar
She guides us to bliss, her gift everlasting

سرآغاز

وقتی نبرد پلیدی ها پایان دنیا را رقم میزند

الهه از آسمان نزول میکند

با دو بال سیاه و سفید که تا دور دست ها گسترده می شوند

او راهنمای سعادت است و هدیه اش جاودانی

Loveless – Act I

The Infinite mystery
The gift of the goddess is what the three men seek
But their fates are scattered by war

One becomes a hero, one wanders the land
And the last is taken prisoner

But the three are still bound by a solemn oath
To seek the answer together, once again

هر سه مرد میجویند هدیه الهه را

اما جنگ سرنوشتشان را از هم جدا کرده

یکی قهرمان میشود، دیگری آواره

آخری را به اسارت میبرند

اما هر سه را هنوز پیمانی است ناگسستنی

سوگند خورده اند تا دوباره با هم به جستجو بروند

Loveless – Act II

Though the prisoner escapes, he is gravely wounded
His life is saved, however
By a woman of the opposing nation

He begins a life of seclusion with her
Which seems to hold the promise of eternal bliss

But as happiness grows, so does guilt
Of not fulfilling the oath to his friends

زندانی از اسارت میگریزد، اما به شدت زخمی است

زنی از دشمن جانش را نجات میدهد

زندگی جدیدی را با هم آغاز میکنند، در انزوا

سعادت در افق پیداست

خشنودی در وجودش شعله میگیرد و گناه

گناه برآورده نکردن سوگند با دوستانش

Loveless – Act III

As the war sends the world hurling towards destruction
The prisoner departs with his newfound love
And embarks on a new journey

He is guided by hope that the gift will bring bliss
And the oath that he swore to his friends

Though no oath is shared between the lovers
In their hearts they know they will meet again

جنگ دنیا را به نابودی میکشاند

زندانی از عشق تازه یافته اش جدا میشود

و سفری نو آغاز میکند

راهنمایش، سعادتی است که هدیه الهه به ارمغان خواهد آورد

و سوگندی که با دوستانش یاد کرده

دو عاشق سخنی نمیگویند

اما در دل میدانند که باز یکدیگر را خواهند دید

نسخه کامل در ادامه مطلب

ادامه ی نوشته

Rune Scape

۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ۶ دیدگاه

rune-scape2

صفحه ورودی بسیار زیباست و دارای تصاویر متحرک از مناطق بازی

سلام، امروز میخوام یه بازی زیبا رو بهتون معرفی کنم! آیا شما World of Warcraft دوست دارید و نمیتونید بازی کنید؟ آیا شما راهی برای گریز از این دنیا میخواهید؟ آیا میخواهید در دنیایی دیگر با قدرت فعالیت کنید؟ اینجا شروعی دوباره است! :)
اگر مشتاق این بازی شدید به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه ی نوشته